به هم نمیرسیم....
مثل دوکوه سرسختیم در رسیدن به هم..
من دستانم در دستان غریبه ای وتودرکنار رقیب من این تفاهم حالم رابهم میزند.
حالاهرچه که هستیم فراموش نکنیم روزگاری چگونه بوده ایم..یادش بخیرنگاهم که میکردی نگاهت که میکردم دیگرهیچ نگاهی به چشمانمان نمی امد
بدون شب بخیرهایت بدون شب بخیرهایم خواب به چشم دنیا نمی امد..
حالاهردو نگاهمان بر روی غریبه هایی نشسته وشب بخیرهایمان را ازکسانی میشنویم که هیچ چیز ازقصه فراموش شده ما نمی دانند..
چقدر امشب دلم هوایت را کرده میخواهم برای اخرین بار اخرین عاشقانه هایم را باتو بگویم واخرین ماه اسمانت را به یاد اخرین جمله ات ببینم...
ماه من رویای من
من هنوز تو را مثل تمام شدن مشق شبم دوست دارم بخواب در دلم ارام بگیر که شب از جایی شروع می شود که تو چشماتو ببندی
غم از جایی شروع میشه که تو بر من نمی خندی
نظرات شما عزیزان:

خوشحالم ک تونستم تووبلاگت نظر بدم و متنای زیباتو بخونم
خیلی زیبان
پاسخ:سلام میسی
برچسب ها: